تبليغاتX
در سایه خداوند
...

 بخوان مرا .منم پروردگارت.

خالقت از ذره ای نا چیز .

صدایم کن مرا،آموزگار قادر خود را .

قلم را،من هدیه ات کردم.

بخوان مرا.منم معشوق زیبایت.منم نزدیکتر از تو به تو .

اینک صدایم کن؛ رها کن غیر ما را سوی ما باز آ.

منم پروردگار پاک بی همتا .

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم .

تو بگشا گوش دل .

پروردگارت با تو می گوید تو را ؛ در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

 بساط روزی خود را به من بسپار .

رها کن غصه یک لقمه نان و آب فردا را .

تو راه بندگی طی کن عزیزا.

من خدایی خوب می دانم .

تو دعوت کن مرا بر خود . به اشکی، یا خدایی

میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم .

طلب کن خالق خود را.

بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو .

که وصل عاشق و معشوق هم عالمی دارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط محبوبه |