تبليغاتX
.

 

 

همیشه جذبه های عشق نا بهنگام می ربایدت.دور از هیاهوی خط ورنگ ونقش!

وقتی به زیبایی اقتدا کنی و تن را از وابستگی ها رها کنی،به آرامی و نرمی و سپیدی برف بردلت پا می گذارد.

شاید روح رباینده در یک خلوت شبانه ،هنگام نیایش تو را  بخواند.

 شاید با یک بارقه در نگاهی آشنا ،تو را جذب کند.

شاید باشنیدن یک کلمه آغاز شود.

شاید پس از دردی جانسوز ،یا زخمی عمیق سر باز کند.

شاید با یک دیدار پرده از حقیقتی زیبا بگشاید.

شاید این جذبه با شنیدن صدایی که نمیدانی از کدام غزل یا کدام ترانه،حس گرفته است تو راوسوسه کند.

 و تو ناگهان در حضور کسی احساس یکپارچه بودن می کنی.

نه بیش از تو ونه کمتر از تو ،درست به قامت تو اورا دوخته اندو هردو در هر فاصله ای که باشید به یک نقطه در اوج می نگرید.

همه این نشانه ها وقتی جان می گیرند که تو حساس می شوی و به هر آنچه در اطراف توست توجه می کنی.

 وقتی که هیچ نگاهی ،هیچ کلامی و هیچ صدایی برایت بی معنا نباشد،هر نقطه ای برای تو مبدا آغاز خواهد بود و هر حرکتی در هر جهتی برایت لحظه پرواز.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |