تبليغاتX
در سایه خداوند
...

از آسمان آمده ای مادر

بوی یاس می دهی،

و دستانت چه توانمند

و پاهایت چقدر استوار.

ای خنده هایت شیرین ترین ...ای دستانت مهربانترین...ای نگاهت عاشقانه ترین...

و نگاهت همیشه نگران اما تا ابد مهربان و زلال

معنای زندگی عاشقانه...صبور لحظه های سنگین...دل خوشی تمامی لحظات زندگیم؛

ای که با نگاهت غم ها یم را می سپاری به فراموشی و با صدایت آهنگهای غمگین زندگیم را خاموش میکنی

با کدامین واژه دوستت دارم را از عمق وجودم به قلب مهربانت پیوند دهم

...

تا ابد عاشق

تا ابد مهربان

تا ابد پاک

تا ابد نگران

لحظه هایم با تو بی دغدغه میگذرد ،

برایم بمان مادر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط محبوبه | 

 

 يك نفر هست كه از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا مي‌خواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم مي‌ماند
يك نفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست‌
مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
يك نفر هست كه چون چلچله‌ها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است
يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم مي‌رويد
آسمان، باد، كبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمين مي‌گويد
يك نفر هست كه از راه دراز
باز پيوسته مرا مي‌خواند
گاه‌گاهي ز خودم مي‌پرسم
از كجا اسم مرا مي‌داند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت   توسط محبوبه | 
من ،امیدی را در خود

بارور ساخته ام

تار و پودش را ، با عشق تو  پرداخته ام

مثل تابیدن مهری در دل

مثل جوشیدن شعری از جان

مثل بالیدن عطری در گل

جریان خواهم یافت

**

راه خواهم افتاد

باز از ریشه به برگ

باز، از " بود " به "هست"

باز، از خاموشی تا فریاد !

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت   توسط محبوبه |